تاتر  Theatre

نسیمی   Nasimi

فریدون آشورف   Fereydoon Ashoorouf

 برگردان: شهین قوامی، ح  صدیق  Translated by: Shahin Ghavami H. Sedigh

بازنویس وکارگردان: هرمزهدایت 

Rewriter & Director: Hormoz Hedayat

آهنگ‌ساز: هوشنگ کامکار  

Composer: Hooshang Kamkae  

 

 

"نسیمی" کورتاژ شد!

     بارها شنیده‌اید که فیلمی"توقیف"شده و گفته‌باشید چه حیف! اگرچه آن فیلم به‌تمامی"حیف"نَشده‌است. چراکه به‌هرروی دارنده‌یِ فیلم می‌تواند آن‌را درصندوق‌چه‌ای نگاه دارد تاروزِمبادا. یا زیرِبغل گیرد ودرکنجی ازپهنه‌یِ بی‌کرانِ گیتی ببرد و بی‌دغدغه به نمایشش بگذارد. از آن آسان‌تر پخشِ در رسانه‌ها و دنیایِ گسترده‌یِ تارنما است.

     اگر همین"جلوگیری"برایِ نمایشِ زنده در"تاتر"آن‌هم درروزگارِ پیشین رخ می‌داد، واویلابود. چراکه ازآن‌ چیزی به‌جانمی‌ماند تا در"آب‌نمک"بخوابانی برایِ‌ روزِمبادایی! آخر امکاناتِ فراگیرِ امروزی دردسترس نبود. این‌همان رویدادِ ناروایی‌است که‌برایِ نمایشِ "نسیمی"پیش‌آمد. درپِی، داستانِ‌ دریافتِ‌ پروانه‌یِ‌ نمایش برایِ"نسیمی"درآغازِکار، وجلوگیری از"اجرایش"درواپسین روزهایِ آماده‌سازیِ آن، آورده‌شده‌است. باشد که ردِپایی ازاین داستانِ تراژیک در این‌جا به‌جا بماند.

نگارش: تیرماه 1399   Wrighting at july 2020

 

 

علی اوحدی

Ali ouhadi

فریبا متخصص

Fariba Motakhasses

 

مرضیه برومند

Marzieh Boroomand

 

 

سعید پورصمیمی

Saed PourSamimi

 

فرزانه کابلی

Farzaneh Kaboli

حسن پورشیرازی

Hasan Pourshirazi 

تانیا جوهری

Tania Johari

رضا فیاضی

Reza Fayazi

فرشید ابراهیمیان

Farshid Ebrahimian

 

دیانا(اختر کریمی زند)

Diana(Akhtar Karimi Zand)

 

مهری مهرنیا

Mehri Mehrnia

پوران‌دُخت مهیمن

Poorandokht Mahiman

خسرو پیمان

Khosro Peyman

ناصر نجفی

Naser Najafi

اکبر یادگاری

Akbar Yadegari

جمشید جهانزاده

Jamshid Jhanzadeh

ازاین نازنینِ ازدست‌رفته نه ایماژی ونه نشانی تا این‌دم نیافتم جز یادِ نیک و ستایشِ وی از سویِ کم شمارِ دوستانی که اورا می‌شناختند و با او دم‌خور بوده‌اند. باشد تا زمانی که خبری از سویِ بازماندگان آن گران‌مایه بیابیم.

بهروز هنربخش

Behrooz Honarbakhsh

مسعود کریمی

Masoud Karimi

 

فریدون کوچکیان

Fereydoon Koochekian

 

 

مجید فلاح‌زاده

Majid Falahzadeh

 

اصغر فریدی‌ماسوله

Asghar Faridi Masooleh

محمود صحرایی

Mahmood Sahraei

قاسم پاکرو

Ghasem Pakrou

نادر رجب‌پور

Nader Rajafpour

 

 

سیاه و سفید!

     هنرمندانِ برجسته و پُرشماری، زمانِ بلندی‌را برسرِ برپاساز‌سازیِ نمایشِ سترگِ"نسیمی"سرسختانه پیمودند. شوربختانه دستانِ نابکاری موذیانه و مذبوحانه دُرُست به‌هنگامِ آماده شدنِ کار، نیش زهرآلود خودرا بر پیکرِ بی‌پدافند آن دست‌آوردِ ارزشمند فرهنگی فروبردند. راهِ‌‌شکوفایی‌اَش‌رابستند و ازبرویِ صحنه‌رفتن آن جلوگیری‌کردند. وکه بودندآنان؟ از راه‌رسیده‌هایِ فرصت‌طلبی که پیش‌تر، پیامِ‌شان‌را به‌ما رسانده بودند و ما جدی‌ِشان نگرفته‌بودیم. راستش باورمان نمی‌شد که تا این اندازه اوضاع هردمبیل شده باشد! 

     دوستانی که دربالا تصویرشان‌را می‌بینید بخشی ازهنرمندانی هستندکه توانستم بایاریِ خودشان، یا از بهره‌گیری از تارنما، عکس‌هایی که پیرامون زمانِ تمرینات(سالِ 1360)برداشته شده است را گردآوری کنم، به‌جز چندتایی که نتوانستم به‌عکس‌هایِ آن‌زمانِشان دست پیداکنم. برایِ یک‌دست بودن و همچنین ایجادِ فضایِ یادگونه، از زمینه‌یِ سیاه و سفیدِ عکس‌ها سود بردم. دیگردوستانی هم بودندکه یا کوچ کرده‌اند یا دسترسی به‌آن‌ها نداشتیم و یا ازشما جه‌پنهان فراموششان کرده‌ایم، هرچند جایشان خالی‌است و هرزمان خبری و عکسی از آن گرامیان بیابم به آلبوم بالا خواهم افزود.

نگارش: تیرماه 1399   Wrighting at july 2020

 

 

هوشنگ کامکار

Houshang Kamkar

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمال طاهری

Jamal Taheri

مینا زرپور

Mina Zarpour

عالیه فروغی

Alieh Forooghi

 

 

     همان‌گونه‌که پیش‌ترآمده‌است گروهِ پُرشماری ازدوستانِ هنرمند درنمایش"نسیمی"همکاری داشتند. چه‌در رویِ صحنه، چه درپُشتِ صحنه. اینک نزدیک به چهل‌سال از آن‌زمان می‌گذرد. چشم برهم بزنیم می‌شود نیم‌قرن. پیدا است که نتوانیم به تمامیِ دوستان دست پیداکنیم یا بدترآن‌که ازبیاد آوردنشان دربمانیم. تا این‌دم توانسته‌ام ایماژهایِ بیست و شش تَن را گردآورم. برایِ دوتَن خانه‌یِ تُهی از ایماژ بگذارم، دوتَن را همین‌جا نامشان را یادکنم(حمید اخویان Hamid Akhavian  و رضارکابی Reza Rekabi) که تا این‌جا بشود سی‌تَن سرراست. به‌گُمانم دستِ کم بیش از انگشتانِ دو دست و شاید سه دست بده‌کار می‌شوم. تلاش می‌کنم تازنده هستم و آن‌ها زنده باشند، ذره‌ای از دِینم را به‌ایشان ادا کنم و یادشان را گرامی بدارم. برخی از دوستانِ بازیگر در پُشتِ صحنه نیز همکاری می‌کردند. ازآن‌شمار حسن پورشیرازی Hasan Pourshirazi افزون بربازی، پُشتِ صحنه مرا یاری می‌کرد. ازدوستانی که‌تنها پشتِ‌صحنه همکاری می‌کردندتا این‌دم، تنها چهارتنی که کارِشان درچهارچوبِ معین‌تری جای داشت را در صَفِ آخرِ ایماژها و جدا ازبقیه آورده‌ام که دربالا می‌بینید.  عالیه فروغی Alieh Forooghi پیرامون تاریخِ نمایش و تن‌پوش‌هایِ روزگارِداستان پژوهش‌ و اسنادگردآوری می‌کرد. درزمینه یادداشت‌ها و دستیاری، مینا زرپور Mina Zarpour همکاری‌داشت. جمال‌ طاهریJamal Taheri طراحیِ صحنه‌را دردست‌داشت و تاکنون نشده‌است تا ردِپایِ روشنی از او پیدا کنم، هرچند دیرتر درنمایشِ تله‌ویزیونی"پنچری"درهمین زمینه مرایاری‌کرد. و هوشنگ کامکار Houshang Kamkar که آهنگسازی کار را دردست داشت. دیگرانی هم بودند که امیدوارم بتوانم دیرتر ایماژ و نامشان را به شمارِ بالا بیافزایم.

     بیشترِ دوستانِ هنرمندِ رقصنده‌یِ‌ما که شتابزده و ناروا، سازمانشان‌را برانداخته بودند، به‌ما پیوستند وما توانستیم افزون برکارِ نمایشگری ازدانسته‌هایِ ارزشمندِآنان دررشته‌یِ هنریِ‌شان یاری‌جوییم. خوشبختانه این هنرمندانِ‌توانمند، بعدها درکارهایِ دیگرِ صحنه‌ای و فیلم و تله‌ویزون و آموزش توانستندخوش بدرخشند.

نگارش: تیرماه 1399   Wrighting at july 2020

 

 

فلاش‌بَک!

     نمایشِ"سربازهایِ58"نخستین‌کارِ پس‌ازرویدادِ57،ازسویِ نگارنده‌بودکه درتالارِرودکی(وحدتِ امروزین)،دربهارِ58به‌رویِ صحنه رفت. داستانِ آن‌را دربرگِ درپیوند آورده‌ام وباکلیک در"این‌جا"دردسترس شما خواهدبود. پس‌ازآن برایِ انجامِ دنباله‌یِ کارِ دانشگاهی به‌کاردیفِ بریتانیابازگشتم. درآن‌جا، افزون‌بربهره‌بردن ازکلاس‌ها، شرکت دراجراهایِ "تاترِشِرمنSherman Theatre" از دیدنِ نمایش‌هایِ گوناگون و پی‌درپی و پیوستن به‌برخی از آنان به‌فراگیری و آزمون پرداختم. درپِی، بارِدیگر به‌میهن بازگشته و این‌بار نمایشِ بزرگِ "آن‌زمان فراخواهدرسید"را همراه با گروهِ پُرشماری از دوستانِ هنرمندم درتالارِ تاترِشهر به‌رویِ سَکویِ نمایش بردیم. رفته‌رفته، دستانی به‌کارِ زیرآب‌زنی سرگرم شدند وبرایِ آماده‌سازیِ فهرست کسانی که بایدنباشند، تلاش‌کردند. و به‌گوشمان می‌رسید که لیستی میانگین سیزده نفر(هرازگاه آماربالاپایین‌می‌شد) آماده‌می‌کردند که دربرگیرنده‌یِ نگارنده و گروهی از همکاران می‌شد. دربرگ‌هایِ دیگرِ این تارنما، به‌ویژه برگِ شناسنامه، جان‌مایه‌یِ داستانِ آمده است.

و ......

     جنگ روانی دنباله داشت. هم‌چنان در درازایِ آماده‌سازیِ نمایشِ نسیمی، از سویِ همان کسانی که سرانجام زیرآبِ‌مان را زدند. هم‌آنانی‌که جلویِ نمایشِ نسیمی راگرفتند. آن‌هم پس ازماه‌ها تمریناتِ سخت و آماده بودن و قرارِ اجرایَش در همان روزها. درپایین به‌نوبت بازتابِ دریافتِ پروانه‌یِ نمایشِ نسیمی وبرگِ پیوستِ آن، بازتابِ نامه‌نگاری‌ها برایِ فراهم‌سازی نیازهایِ نمایش و سرانجام دستورِ جلوگیری ازکار و برگِ پیوستش آمده‌است.  

       نگارش: تیرماهِ 1399   writing: July 2020

 

 

 

     ایماژبالا، بازتابِ پروانه‌یِ نمایشِ"نسیمی"است که در دی‌ماه سالِ 1360 ازسویِ بخشِ برنامه‌هایِ نمایشِ اداره‌یِ کُلِ فعالیتهایِ هنریِ وزارت فرهنگ و آموزش عالیِ آن‌زمان که چنانچه درست یادم باشد از درهم‌آمیختگیِ وزارتخانه‌هایِ فرهنگ و هنر و وزارت علوم تشکیل شده بود، صادر شد و در اختیار نگارنده قرار گرفت. دیرتر دوباره وزاتخانه‌ها ازهم جداشدند. پایین نامه‌ امضایِ نوراله‌حسین‌خانی‌است که به‌گُمانم دربرگ‌هایِ دیگر ازآن‌شمار برگِ"سربازهایِ58"درباره‌اش نوشته‌باشم. شاید درهمین برگ‌هم اشاره‌ای به‌اوداشته‌باشم. به‌هرروی دردنباله‌یِ این‌پروانه ودربرگ‌دومِ‌آن(توضیحات اصلاحی صادرکنندگان) هم آمده‌است، که بازتابش‌را همین‌پایین می‌بینید.

 نگارش: مردادماهِ 1399       writing: August 2020

 

 

 

 

     همان‌گونه‌که دربالا می‌بینید سه بندِ(اصلاحی‌یاحذف)آمده‌است. که به‌نظر می‌آید ازسَرِ خیرخواهی‌است، هرچندگواهِ نابلدی هم هست. شایدهم برایِ(خالی نبودنِ عریضه)است. ابتدا ایرادی در صفحه‌یِ دوم گرفته و انگار برگشته و ایرادی‌هم ازصفحه‌یِ یکم. ایرادی‌هم در صفحه‌یِ سیم گرفته‌است. سه مورد درسه برگِ نخستِ نمایشنامه. خدا پدرش را بیامرزد که به همین سه مورد بسنده کرده. شایدهم غیبت‌ِشان نباشد بقیه‌را نخوانده باشند. گفتم‌که لابدنیت‌ِ‌شان خیربوده‌است. یادم هست که نوراله حسین خوانی می‌گفت تآییدش را مستقیم از"قم"گرفته‌است. من‌‌هم نپرسیدم منظورش ازقم ازچه‌کسی یا ازکجا ‌است؟ آن‌گاه پس‌ازچندماه تمرین‌هایِ سخت و آماده‌شدنِ‌کار، کاسه‌هایِ داغ‌ترازآش درپایتخت جلویِ اجرایش را گرفتند!! چه‌گونگی‌‌اَش را پایین‌تر می‌بینید.

 نگارش: مردادماهِ 1399       writing: August 2020

 

 

 

 

 

     هم‌زمان با آماده‌سازی نمایش، نامه‌نگاری‌هایِ درپیوند برایِ پیش‌بُردِ کارانجام می‌شُد که نشانگرِ روندِ سازنده و همراه صادرکنندگانَ پروانه‌یِ نمایش، دستِ‌کَم بر رویِ کاغذ بود. پِی‌نویسِ نامه‌را"برادرنفیسی"بانشانی ازهمراهی ویاری نوشته و امضا کرده‌است. در جایِ خود از"برادرنفیسی"‌هم یادخواهم‌کرد. این‌را هم بگویم که اگر پِی‌نوشت، براستی خطِ "برادر نفیسی" باشد، به‌داوریِ نگارنده خطِ خوشی‌است. دور هم نیست که جنین باشد چون او هنرهایی بود. هرچند این به‌تنهایی گواهِ شایسگی برایِ جایگاهِ مدیریتی نیست. ولی دستِ‌کَم گماردنِ هماننداو درچنین پُست‌هایی شایدنسبت‌به پُشتِ میزنشینانِ ‌دیگر اندکی پذیرفتنی‌تر بود.

  نگارش: مردادماهِ 1399       writing: August 2020

 

 

 

 

     نامه‌یِ‌بالا همان‌گونه‌ که پیداست درخواستِ دراختیارگذاردنِ تالارِ نمایشِ تاترِشهربه‌گروه‌است که ازسویِ سرپرستِ اداره‌برنانه‌هایِ‌نمایش، به"فخرالدین انوار"سرپرست آن‌هنگام تاترِشهرنوشته‌شده‌است. نامبرده پیش ازآن‌هم در سال‌هایِ 1359 و1360 همین پُست‌را داشت ونگارنده‌نمایشِ"آن‌زمان‌فراخواهدرسید"رادرهمان‌زمان(زمستانِ59وبه‌دنبالش‌بهارِ60)و درهمان تالار برویِ‌صحنه‌برد. این‌نمایش‌وچگونگیِ برپایی‌اَش داستان‌ِ پُرفراز ونشیبی داردکه چنانچه بخواهیددنبال‌کنید می‌توانید همین‌جا بررویِ نامِنمایش "آن‌زمان فراخواهدرسید"کلیک کنید. به‌هرروی ایشان درپِی‌نوشتِ نامه‌یِ بالا پاسخی داده که انگار"تاچه پیش‌آید؟!"رادربرابر شما می‌گذارد. هرچند شاید ایرادی هم بدان نتوان‌گرفت  چراکه در روزگاری که امروزش ازفردایش بی‌خبر است جزاین هم نمی‌شود چشم‌داشت. پُرسشی‌می‌ماند اینکه چراکسی‌که دربُلَندایِ سرپرستیِ‌یک‌کانونِ‌نمایشی‌است، ازواژه‌یِ سینماییِ"اکران"به‌جایِ واژه‌‌یِ نمایشیِ"صحنه"سود می‌برد؟! این جابجایی کاربُردِ واژه‌‌هارا به‌حسابِ شایدعلاقه ایشان به‌سینما بگذاریم تا خدایِ ناکرده دور بودنشان از مقوله؟!

 نگارش: مردادماهِ 1399       writing: August 2020

 

 

 

     "حُکمی"که بازتابِ آن‌را دربالامی‌بینید، حُکمی‌است‌که پروانه‌یِ نمایش و تمامی تلاش‌هایِ گروه‌را درروندِ پیش‌بُردِکار"کورتاژ" می‌کند. ازامضایِ پایِ‌نامه پیداست‌که:"دسته‌ای"رفته‌اند و"دسته‌ای"دیگر آمده‌اند. دراین‌باره نیز قصه درازاست و شب بیدار. باشد که درجای خود بدان نیز بپردازیم. 

 نگارش: مردادماهِ 1399       writing: August 2020

 

 

 

گناهِ ما!

     دربالا، بازتابِ برگِ دومِ ابلاغ جلوگیری از اجرایِ نمایشِ"نسیمی"رامی‌بینیدکه دربرگیرنده‌یِ ابرازِنظرِ"شورایِ‌نظارت‌برنمایش" است و لابد پس‌ازبازبینیِ کار، به‌سرپرستِ"مرکزِهنرهایِ‌نمایشی"که درزمانِ آماده‌سازیِ‌نمایش هنوز"اداره‌کل" بوده‌است، تسلیم شده و آن اداره‌کل هم برمبنایَش، حُکم صادر کرده است. در مقدمه‌یِ نامه آمده‌است: "....علیرغم زحماتِ زیادی که برایِ این نمایش کشیده شده است..."و سپس دلایلی را برایِ"غیرِقابل اجرا بودن کار آورده است. اذعان به‌این‌که زحماتِ زیادی توسطِ گروهِ نمایش برایِ کارکشیده شده‌است، نشان می‌دهد که شورایِ نظارت خیلی هم ازکارِخود راضی نبوده و انگار داوری برایِ دستِ‌کم برخی از آنان تحمیلی بوده‌است. به‌هرروی تاآن‌جا که بیادمیآورم شورا برخلافِ نُرمِ‌ معمول،  برایِ بازبینی، گروهی حضورپیدانکردند. بلکه یکی‌دوتن آن‌هم درنوبت‌هایِ‌جداگانه به‌تماشایِ کارنشستند و برایِ دوستانِ و هم‌شورایی‌هایِشان خبر می‌بردند. (پیرامونِ یکی از این دوتن یادمانی دارم که زمانی دیگر بدان خواهم پرداخت). پیداست که آنان تکلیف را از پیش تعیین کرده بودند و ما پیرو همان شورِ زمانه "گاگول وار"کارمان را پِی می‌گرفتیم.

     داوری پیرامونِ سه بندِ(تذکرات‌یاعلل)را برعهده‌یِ شما دوستان می‌گذارم، اما دلم‌نمی‌آید پیرامونِ توضیحِ پایانیِ نامه، داستانی را بازگو نکنم. فرموده‌اند: درصورتِ رفعِ سه اشکالِ فوق این نمایشنامه ......(مقداری شعارِ انقلابی نمایانه).....بعداز پنج سالِ آینده قابلِ اجرا است. تا آنجا که بیاد می‌آورم سردسته‌یِ همین شوراِی نظارت برنمایش، نه تنها پنج سال که چند ماه‌هم دوام نیاورد و ملت شهیدپرور را ترک گفت و به سرزمین موعودش امریکا عزیمت کرد. اعتراف می‌کنم که درست یا غلط، گناهِ ما این بود که هم ما و هم نماشنامه‌مان رنگ وبویِ انقلابی داشت نه آن‌ها. 

     این وعده‌یِ پنج‌ساله‌یِ آینده، دست‌مایه‌یِ شوخی‌هایِ دوستان شد. هرازگاه که دیداری تازه می‌شد، می‌پرسیدند که این پنج‌سال هنوز نرسیده؟ غافل از این‌که یک‌سال‌هم نکشید تا ریشه‌یِ مارا از درخانه‌یِ دومِ‌ مان "اداره تاتر"بزنند. سرانجام، پنج سال که هیچ! نزدیک به بیست سالِ بعد به‌هنگامِ دگرگونی‌هایِ سیاسی، و تا اندازه‌ای فروکش‌کردن تندروی‌هاِ، دستِ‌کم در بِسترفرهنگ‌وهنر. کوره‌راهی گشوده شود. نگارنده‌هم برایِ ادایِ دین به اجرایِ وامانده‌یِ"نسیمی"نمایشنامه‌یِ کلاسیکِ ایرانیِ "هفت‌‌کردار"را با زبانِ پارسیِ ناب نوشت و در تالارِ تاترِشهر به‌رویِ صحنه‌بُرد. برایِ دست‌یابی به کارنامه‌یِ این نمایش، همین‌جا بر رویِ نامِ نمایش "هفت‌کردار"کلیک کنید. 

  نگارش: مردادماهِ 1399       writing: August 2020

 

 

نشان ها

پُوسترها

نوشته ها

داوری

آموزش

رسانه ها

سینما

تله ویزیون

تیاتر

شناسنا مه

میزبان

Awards

Posters

Writings

Jury

Teaching

Media

Cinema

Television

Theatre

About me

Home

 

Covered by the Cloud

پُشتِ اَبر