رسانه ها   Media 

 

 

 

 

هرمزهدایت  Hormoz Hedayat

 

 

 

 

 

 

 

این جا و آن جا !

     بازتاب های رسانه ای درپیوند با کارهای گوناگون دربرگ ها و بخش های خود آمده است . مگر گزارش ها، یادداشت ها، و گفت و گوهایی که جدا و افزون برآن ها است و در سه برگ، در این گروه آورده شده اند. بخش نخست آن که کوتاه است و تا پیش از 1357 را در بر می گیرد و پایین همین برگ آمده است. و دنباله ی آن از1357 تا 1380 و همچنین سال های پس از 1380 که بخش های گسترده تری ازبخش نخست هستند را در دو برگ جداگانه آورده ام که راهنمای این دو برگ پایین همین ستون دربرابر شما است.

 

 

 این جا !

     همان گونه که درپیش نوشتار این برگ یادآور شده ام بازتاب و گزارش ها و بررسی های کارهای نگارنده در زمینه های گوناگون دربرگ های در پیوند هر کار آمده است. بنابر این در این بخش تنها بازتاب رسانه ای جدا از کارنامه ی نگارنده را درسال های پیش از 57 می بینید. درپیوند با سال های پس از 57 هم در بخش های رسانه ها 2 و رسانه ها 3  آمده است.

رسانه ها 1

Media 1

 

 

سال های نخستین دبیرستان 1337 - 1338

     گزارشی که در پهلو می‌بینید در پیوند با نخستین باری است که نام نگارنده  در یک هفته‌نامه  به‌چاپ می‌رسد، هرچند با لغزشی کوچک در نام : [بهروز] به جای [هرمز] که در آن سنین، مرا به هم ریخت و برایم لغزشی نابخشودنی از سوی آن رسانه می نمود.

 

 

 

 

هرمزهدایت :  برگزیده ازسوی دانش آموزان در انجمن ادبی هنری

Hormoz Hedayat : Elected Member

Literary & Artistic Society

 

 

 

     درسال های آغازین (دبیرستان)، انجمن(ادبی) و هنری با کوشش و سرپرستی (دبیر ادبیات مدرسه) برپا شد و نگارنده از کسانی بود که پیوسته با (اجرای دکلمه) در آن خودی نشان میداد. تا این که کار به نخستین تجربه‌ی (دموکراسی در مدرسه) رسید و پیرو (انتخاباتی) آزاد چند تن از ما از سوی دانش آموزان برگزیده شدیم. (خبر) این رخداد از سوی حسین علیخانی (خبرنگار مدرسه) که او هم از برگزیده شدگان بود، در یکی از هفته‌نامه‌های آن روزگار به چاپ رسید .  

     دیرتر یکی دیگر از همشاگردی‌ها که شوربختانه نامش را به یاد نمی آورم و وی نیز (خبرنگار) بود. از من خواست تا اگر کاری دارم به او بدهم تا در (مجله ی جوانان) به چاپ برساند. داستان کوتاهی را که پیش تر نوشته بودم، به او دادم و او هم چاپ اش کرد. این رویداد برای من در آن روزگار بسیار ارزشمند بود. سالها دیرتر و در زمان دانشجویی، خامی نابخشودنی کردم و آنرا به محمد ابراهیمیان دادم تابه گفته ی او فیلنامه اش کند. داستان آن را در بخش نوشنه ها آورده ام. هر بار که خواستم آن را پس بگیرم، پاسخ داد که پیدایش نمی کند.  می بایستی (نسخه ای کپی) شده را به او می دادم .

 

 

نمایش تله ویزیونی !

     برگی از دل رمان بزرگ "دن آرام" نوشته ی "میخاییل شولوخوف" را برگرفتم و نمایشنامه ی کوتاهی برای تلویزیون، بر آن نوشتم و برای کار آماده کردم که سرانجامی پیدا نکرد. در آن روزگار جدا از داستان (ممیزی) کار برای دانشجو در جایگاه (حرفه ای) به سادگی این روزگار نبود. هرچند کارگردانی و بازی نمایش روسپی بزرگوار با بازتاب پیروز و گسترده اش، دگرگونی چشم گیری  در جایگاه هنری برایم فراهم کرده بود.

 

 

دایره ی گچی قفقازی!

 

     نمایشنامه ای که در آغاز بنا بود نگارنده به همراه منوچهر حسین پور و خسرو پورحسینی بگونه ای گروهی کار کنیم. با منوچهر در دانشکده همشاگردی بودیم. خسرو رشته ی دیگری می خواند و در پیوند با برادرش پرویز پورحسینی که دیگر همکلاسی مان بود، به ما پیوسته بود و از همان آغاز ما را تنها گذاشت. منوچهر هم دوام نیاورد. خوب هر دو آنان چه پیش و چه پس از این داستان کارگردانی نکرده بودند و نکردند. علی ماند و حوض اش. نگارنده به همراه گروهی از دانشجویان هنر، کار را در کارگاه باله که در ساختمان فوق برنامه (تالار مولوی امروز) جای داشت، دنبال کردیم تا دریافتیم که با اجرایش سر مهر ندارند. نگارنده نیز که بازیگر اداره ی تاتر بود در پی داستانی پرفراز و نشیب ناچار به بازی در نمایش بازرس شد که گزارش آن در برگ این نمایش آمده است. همان گونه که در پهلو دیده می شود هر دوی این رویداد ها آگهی شده است. شنیدنی است  لیلی اوسطیان که بازیگر پیش برنده ی تمرینات ما برای دایره ی گچی قفقازی بود، بدیدن نمایش بازرس در تالار 25 شهریور(سنگلج) آمد و با دیدن من در نقش کوتاهی که آنجا داشتم و با پیشینه‌ای که از نگارنده داشت آن رویداد را تاب نیاورد و برای زمانی دراز بانگارنده قهر کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     این گزارش از شمار بریده گاهنامه هایی است که سربرگ آن از دست رفته است و تنها شمایل شادروان ایرج زهری بازتابی است برای دست یابی به بن مایه‌ی گزارش. به هر روی برای گرامیداشت آن دوست از پیوند یاد داشت نگارنده که در پهلو آمده است، با نامبرده دست کم در این جا پرهیز کرده ام. و انگیزه را داستانی فراگیر میدانم.

 

     چندی پیش هنرمند شایسته آذر فخر که در گذشته های دور، همکاری داشتیم و زمان درازی بود از هم بی خبر بودیم، توانستیم از راه ابزار شگفت انگیز پیوندهای جهان نوین، دوری های ناخواسته گذشته را بگونه ای بشکنیم و بده بستانی هرچند کوتاه پیدا کنیم. در همین راستا آذر گرامی مهربانانه و هوشمندانه نگاهی به کارنامه  و یادنامه ی نگارنده در همین رسانه ی روبروی شما انداخت و پاره ای از پندارهای خود را در این پیرامون برایم فرستاد. از آن شمار گلایه کرده بود گویی از همین گزارش پهلویی.  جایی که نام نگارنده به جای هرمز هدایت، خسرو هدایت چاپ شده است. می گویم به گمانم، چون یاد داشت آذر نازنین را گم کرده ام . کوشش می کنم به یاری او باز یابم اش و سرراست در این جا بیاورم. او می گوید که چنین کژ کاری در خور نام نگارنده نبوده است. چرا که باور دارد نامی ناشناخته نبوده است تا با آن چنین کنند. برانگیختگی آذر گرامی را شاید خود به هنگام خواندن گزارش نداشتم. برای نمونه های بیشمار و همانندی که پیوسته بر ما روا داشته اند که این یکی در برابرشان براستی ناچیز می نماید. اگر بگویید این که چیزی نیست و می تواند یک ( اشتباه کوچک چاپی ) باشد. آن گاه باید گفت آری می تواند چنین باشد هرچند ما نمونه های بیداد گرانه ی همانند را بسیار دیده ایم که چنین نازک دل شده ایم.  به هر روی نامی که پشت سر، کارنامه ای دارد، آسان به دست نمی آید تا سرسری به بازی اش بگیرند و یا فراتر، نادیده اش  انگارند .

 

 

 

 

 

 

 

 

     [ماندراگولای] ماکیاولی که درپهلو گزارشِ آن آمده است به انجام نرسید. هرچند گویا یکی از بازیگران، شتابزده گزارش را به‌دست این رسانه رسانیده‌است. گزارش شاید برای همین شتابزدگی دو تا جا انداختگی دارد. یکی اینکه سر آغاز گزارش آمده‌است که هرمز هدایت " نگارنده " به‌رسم سال‌های پیش نمایشنامه‌ی "ماندراگولا" نوشته‌یِ ماکیاولی را در تالار نمایش مدرسه‌ی عالیِ شمیران بر صحنه می برد. اینجا این (توهم) پیش می آید که هر سال همین نمایش بر سکوی نمایش می‌رفته است و درستِ آن این است که به‌روال همیشگی سالی یک نمایشنامه به نمایش در می‌آمده که آن سال (گویا 53) نوبت ماندراگولا بوده است.

     و دومین کاستی، هرچند نمایش به سرانجام نرسید، جا انداختن نام " آزاده پورمختار" است که از پایه های همیشگی گروه بوده است.

نگارش تیرماه  93     2014 

 

 

          با کلیک بر روی (رسانه ها 2   .  Media 2 )  آن دسته ا ز روی داد ها ، نوشته ها و گفت وگوهایی را خواهید یافت که افزون بر بازتاب های رسانه ای دربخش های گوناگون کارنامه ی نگا رنده  آورده شده است. و پس ا زدگرگونی های 57 تا سال 1380 را در بر می گیرد.

رسانه ها 2

Media 2

 

          با کلیک بر روی (رسانه ها 3 Media 3) آن دسته از روی داد ها ، نوشته ها و گفت وگوهایی را خواهید یافت که افزون برکارنامه ی نگا رنده آورده شده است. و از سال 1380 تا سال 1390  را در برمی گیرد.

Media 3

 

نشان ها

پوسترها

نوشته ها

داوری

آموزش

رسانه ها

سینما

تله ویزیون

تیاتر

شناسنا مه

میزبان

Awards

Posters

Writings

Jury

Teaching

Media

Cinema

Television

Theatre

About me

Home

Covered by the Cloud

پُشتِ اَبر

   2  ,  3      

1